|

ده روز سکوت
ده
روز است که درباره حادثه حمله مسلحانه به اتومبيل و ترور نافرجام
خود سکوت کردهام تا در روند رسيدگي قضايي به اين پرونده و شناسايي
و مجازات عاملان آن بهانهاي براي اخلال ايجاد نشود. اين حادثه را
رها نخواهم کرد و به يقين مصرّانه در راه شناسايي و معرفي عاملين
آن خواهم کوشيد. ننوشتم تا بهانهجويان نگويند با «رسانهاي کردن
پرونده» کارشکني کردهاي...
يک مقام
قضايي فاش کرد:
سناريويي که براي من رقم زده بودند
امروز، ساعت يازده صبح در سازمان قضايي نيروهاي مسلح فارس حضور
يافته و شکايت خود را به رياست سازمان، حجتالاسلام و المسلمين
رضائي، تقديم کردم. در اين شکوائيه مهاجمان را مظنون به وابستگي به
برخي از نهادهاي امنيتي خوانده و دلايل خود را به شرح زير عنوان
نمودم...
سخني با
رئيس جمهور
حمله مسلحانه به اتومبيل و ترور نافرجام من
اينجانب در اوّلين فرصت در سازمان قضايي نيروهاي مسلح فارس حضور
يافته و به دليل حادثه فوق شکايت خويش را عليه اطلاعات نيروي
انتظامي تقديم خواهم نمود زيرا مهاجمان با نشان دادن کارت ادعايي
خود را مأمورين اطلاعات نيروي انتظامي معرفي کردهاند. بهعلاوه،
تردد سه اتومبيل فاقد پلاک و مشکوک در خيابانهاي شلوغ شهر شيراز و
اقدام آن در ترور نافرجام اينجانب و ربودن و ضرب و شتم آقاي وحيد
غلامي و نيز ربودن اتومبيل اينجانب بيانگر تباني يا ضعف فاحش
نيروهاي امنيتي و انتظامي شهر شيراز ميباشد...
دوّمين جلسه رسيدگي به شکايت سردار نجفي و شرکا
امروز دوّمين جلسه
رسيدگي به شکايات سردار عبدالعلي نجفي، سرهنگ ابراهيم عزيزي، سرهنگ عزيزالله ذبيحپور و غلامرضا غلامي عليه من دال بر «نشر اکاذيب» برگزار شد...
سخني با رياست محترم قوه قضائيه
ماجراي من نه «فرافکني» است نه منافع شخصي در حرکتم عليه فساد
ديواني در فارس داشته و دارم. پرونده شکايت متقابل من و اداره
منابع طبيعي نيز، چنانکه هم در رساله «زمين و انباشت ثروت»، با
انتشار مدارک مربوطه، و هم در مصاحبه پس از بازداشتم گفته ام،
ربطي به حرکت من ندارد هر چند انگيزه و عاملي بود براي آشنايي من
با فساد انباشته در ديوانسالاري دولتي و ناکارآمدي و فساد جاري در
قوه قضائيه.
ما و سيره حکومتگري در اسلام
سه
نمونه از سيره حکومتگري را در تاريخ اسلام ذکر ميکنم؛ از سه
«حاکم» با سه شخصيت بهکلي متفاوت. اوّلي، از منظر ما شيعيان، امام
معصوم است و دومي سلطاني است جائر و فاسق و بيگانه با اهل بيت (ع)؛
سومي نومسلماني است مغول که تا ديروز شمنيمذهب و بت پرست
بود...
آخرين اخبار از فاجعه کمهر
سخني با «عدالتخواهان خاموش» و «توجيهگران مدعي»
از
تمامي عدالتخواهان، اگر در ادعاهاي خود صادقاند و ذرهاي قلبشان
به خاطر مردم ميتپد، خواستارم که به
داد کودکان و زنان و مردان محروم کمهر برسند و مسئولين را به خاطر
اين فاجعه در زير فشار رسانهاي قرار دهند...
همايش عشاير سُرخي در اعتراض به تخريب مراتع
روزهاي جمعه و شنبه، 24 و 25 خرداد 1387، اعضاي طوايف ششگانه سُرخي
(طوايف بُگي، جبارزار، دهدار، شکره، جيحون، ناصرو) در
اعتراض به تصرف عدواني مراتعشان در کوهپايه شمالي کوه دلو
(جنوب شيراز) در محل اين مراتع واقع در مدخل تنگ خاني چادر
زدند. تا ظهر جمعه تعداد مردم به بيش از دو هزار نفر رسيد
و پيشبيني ميشود که روز شنبه اين تعداد افزايش يابد. در
حوالي ساعت 12 ظهر عبدالله شهبازي در اين اجتماع
حضور يافت و براي عشاير سُرخي سخنراني کرد...
مافياي زمينخوار شيراز و فاجعه 13- 14 خرداد کُمهر
در سالگرد ارتحال امام خميني (ره)، 13 خرداد 1387،
فاجعهاي زشت در روستاي کمهر، مرکز دهستان کمهر در شهرستان
سپيدان فارس، رخ داد...
واقعيت تلخي که در پس فاجعه کمهر نهفته، عبارت است از دخالت اداره کل منابع طبيعي، نيروهاي
قضايي و انتظامي عليه گروهي روستايي زحمتکش و ذيحق به سود
مافياي زمينخوار شيراز...
بدينسان، در يکي از زيباترين نقاط ايران... ميتوان حداقل پنج هزار قطعه باغچه
احداث نمود که درآمد حاصل از فروش آن حدود پانصد ميليارد تومان (بيش
از پانصد ميليون دلار) خواهد بود...
جنبشي که ناگزير بود
«مصلحت نظام» يا «ارزشهاي انقلاب»؛
مسئله اين است
سخنان دکتر پاليزدار... بازتاب گسترده يافت. بدون افشا و مبارزه با
شبکههاي مافيايي شکل گرفته در دو دهه اخير، جنبش عدالتخواهي شير
بي يال و دم و اشکمي است که کانونهاي فاسد زراندوز خواستار
آناند. بدون مقابله با کانونهاي مافيايي، جنبش عدالتخواهي حرکتي
است «مهار شده» و «بي خطر» که چند صباحي دانشجويان و جوانان دلبسته
به آرمانهاي انقلاب را سرگرم ميکند تا موج کنوني از سر بگذرد...
آدرسهاي دسترسي به
وبگاه شهبازي
فيلترينگ غيرقانوني وبگاه شهبازي در برخي مناطق تهران، بهطور
متناوب، و در شهر شيراز، بهطور کامل، ادامه دارد. علت اين
ناهمگوني، غيرقانوني بودن فيلترينگ فوق است که به دستور کانونهاي
مافيايي از طريق مخابرات انجام ميگيرد و در واقع نوعي «هک کردن»
است... علاقمندان در صورت بروز اختلال يا مشاهده فيلترينگ براي
دسترسي به مطالب وبگاه شهبازي ميتوانند از اين آدرسها استفاده
کنند...
تأمّلي در «مسئله بهائيت»
کساني که با اصول سازماندهي آشنايي دارند ميدانند که هيچگاه شاخه
علني يک سازمان را با شاخه مخفي آن پيوند نميدهند زيرا با پيگيري
سازمان علني به سادگي شاخههاي پنهان شناخته خواهند شد. افرادي را
که در رأس سازمان علني جاي ميدهند، از آنجا که در زير ذرهبين و
مراقبت دائم هستند و در واقع به عنوان «ويترين» سازمان يا فرقه
شناخته ميشوند، از ميان افراد موجه و داراي تحصيلات عالي و وجهه
اجتماعي مناسب برميگزينند تا در صورت دستگيري قابل دفاع و تبليغ
باشند. طبعاً، اين افراد نبايد کمترين اطلاعي از فعاليتهاي پنهان
داشته باشند...
اسنادي
جديد از فساد مالي عبدالعلي نجفي
سردار عبدالعلي نجفي، فرمانده برکنار شده سپاه انصار و
فرمانده پيشين نيروي مقاومت منطقه فارس، به اقدماتي عجيب و
نامتعارف دست ميزند. از سويي نزد مقامات عالي در تهران
التماس، و حتي گريه، ميکند و از سوي ديگر در سفرهاي دائم
خود به شيراز در نزد دوستانش و در نزد برخي مقامات محلي
«لاف» ميزند و شايعه ميپراکند... اين
رفتارهاي کودکانه براي نجفي پنجاه و دو ساله غيرعادي است...
اختلال در سايت شهبازي ناشي از فيلترينگ غيرقانوني است
پس از تماس
با مقامت مسئول برايم مسجل شد که اختلال روزهاي اخير در
سايت من و پيام فيلترينگ رسمي، که در شيراز مشاهده ميشود،
ناشي از عملکرد «محفل خودسر» ميباشد. سايت عبدالله
شهبازي، چنانکه در يادداشت قبل گفتم، از نظر قانوني فيلتر
نشده و اصولاً حتي در شوراي فيلترينگ نيز مطرح نشده است.
ولي «محفل خودسر» از طريق عوامل نفوذي و منابع خود در
وزارت ارتباطات به ايجاد اختلال در سايت من دست زده است...
فيلتر شدن وبگاه
شهبازي فاقد مجوز قانوني است
امروز با برخي مقامات مسئول در نهاد رياستجمهوري و وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامي تماس گرفتم. اعلام کردند که فيلترينگ وبگاه من بدون
تصويب و حتي مطرح شدن در شوراي فيلترينگ و در نتيجه کاملاً
غيرقانوني بوده است...
من با جدّيت در حال پيگيري مسئله
فيلترينگ سايت خود هستم و اعضاي اين «محفل خودسر»، و البته
بسيار قدرتمند، پيشينه و کارنامه آنان و عملکرد کنونيشان را در
حوزههاي مختلف، بهويژه در ايجاد کانونهاي مافيايي فساد مالي
و سلطه انحصاري بر شاخههاي مختلف اقتصاد ايران، به افکار عمومي
معرفي خواهم کرد.
«وبگاه
عبدالله شهبازي» فيلتر شد!
دقايقي پيش متوجه شدم که سايت اينجانب بهطور رسمي فيلتر
شده و با رده بندي L6،
مغاير با مصالح برخي «آقايان» تشخيص داده شده! بدينوسيله،
اعتراض شديد خود را نسبت به اين اقدام ضد آزادي انديشه و
بيان اعلام مينمايم و از مقامات مسئول سياسي و قضايي،
بهويژه وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، تقاضاي
رسيدگي عاجل به مسئله و مجازات مرتکبين اين اقدام
غيرقانوني و ضدفرهنگي را دارم...
«چراغي» که به «شمع»
بدل شد
در حاشيه آخرين سخنان حسينيان
در رابطه با آقاي حسينيان چند نکته را ميافزايم و به اين
بحث خاتمه ميدهم. در محاجه اخير روشن شد که ايشان ادلهاي
براي گفتن ندارند و من نيز گرفتارتر از آنم که اوقاتم را
صرف پاسخگويي به شعارهاي بي محتوا و سخنان سخيف و گاه
توهينآميز وي کنم. در وضع کنوني،
مسئله مبرم و نياز اصلي روز را ارائه تحقيقاتم در زمينه
کانونهاي مافيايي تکوين يافته در دو دهه اخير ميدانم؛
تلاشي که با رساله «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي
جديد در ايران امروز» آغاز کردم؛ هر چند اين دو بحث جدا از
هم نيست و با پيگيري هر يک از دو موضوع در نهايت به يک
سرچشمه خواهيم رسيد.
هشدار به مجلس هشتم و نهادهاي قضايي و امنيتي
اينجانب نه تنها خواستار رد
اعتبارنامه آقاي حسينيان در مجلس هستم بلکه از نهادهاي ذيربط قضايي
و امنيتي مصرّانه ميخواهم که وي را تحت پيگرد قرار دهند...
«وبگاه عبدالله شهبازي» به خارج
«پناهنده» شد!
اختلال روزهاي اخير در وبگاه من
به دليل انتقال آن از شرکت ايراني، که از آغاز متولي آن بود، به
شرکتي در خارج از ايران است. علت، فشارهايي است که در پي انتشار دو
مقاله اخير من درباره آقاي حسينيان و قتلهاي زنجيرهاي بر شرکت
ايراني وارد شد...
من اشتباهي بودم!
زماني که در خرداد 1380، که به
عنوان عضو هيئت ايراني در همايش مناسبات تاريخي ايران و بريتانيا
در دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه (در نياوران)
شرکت کردم و آخرين دستاوردهاي پژوهشي خود را در زمينه آغاز روابط
ايران و انگليس در عصر شاه طهماسب صفوي و اليزابت اوّل ارائه
نمودم، بايد ميفهميدم که «اشتباهي هستم»...
چگونه «آمريکايي» شدم
«آقايان» ميتوانند سوگند جلاله
بخورند که قلب من به کمک «آمريکا» ميتپد...
نويد برکناري
مديران فاسد در فارس
امروز، خبرهايي دال بر برکناري و
دستگيري احتمالي برخي مديران فاسد در فارس شنيدم. اميد که
اين نويد تحقق يابد. فاجعه بمبگذاري مشکوک در حسينيه
سيدالشهداء و نحوه برخورد مقامات محلي به آن نيز مقامات
تهران را به آنچه در فارس ميگذارد حساس کرد و چشم و گوش
آنان را گشود...
برکناري سردار نجفي
هماکنون مطلع شدم که سردار
عبدالعلي نجفي، فرمانده سپاه حفاظت انصارالمهدي، از سمت خود برکنار
شد...
در حاشيه انتشار رساله «زمين و انباشت
ثروت»
پاسخ به برخي شبهات
هدف
من «افشاي» مفاسد مقامات محلي نبود گرچه اسناد فراواني در اين
زمينه در اختيار داشتم. من از يک سو، فرايندي را ترسيم کردم که در
دو دهه اخير آرمانهاي انقلاب را به انحطاط ميبرد و به حاکميت يک
گروه بسته اليگارشيک ميانجامد که از اهرمهاي قدرت دولتي ارتزاق
ميکند و استحاله جمهوري اسلامي ايران به «جمهوري اسلامي پاکستان
دوّم» را رقم ميزند، و از سوي ديگر تکنگاري تخصصي در زمينه
مالکيت زمين و مرتع عرضه کردم که در مجامع علمي و حقوقي و تقنيني
قابل ارائه است. به گمان من، اين بخش از رساله حاوي مباحث نظري
مهمي است که تاکنون بدان پرداخته نشده و براي نخستين بار عرضه
ميگردد.
ديدار آيتالله حائري و سردار نجفي
با دکتر احمدينژاد، رئيسجمهور
در
ساعت ده صبح امروز دکتر احمدينژاد، رياستجمهوري اسلامي ايران،
آيتالله حائري و سردار عبدالعلي نجفي را به حضور پذيرفتند...
اصلاحيه مهم
«هماکنون، نه
تنها پرونده نجفي در سازمان قضايي نيروهاي مسلح در تهران با جدّيت
در دست رسيدگي است بلکه پرونده تخلفات مالي و فعاليتهاي اقتصادي
تمامي مقامات نظامي در سازمان قضايي نيروهاي مسلح با جدّيت به
جريان افتاده است.»...
بازتابهاي اخير رساله «زمين و انباشت ثروت»
در
يادداشت پيشين خود عنوان «مافياي شيراز» را به کار بردم نه «مافياي
زمين خوار شيراز»؛ زيرا عرصه فعاليت اين شبکه تنها «زمين» نيست:
حوزه گسترده و متنوعي را در برميگيرد از قاچاق اسلحه در شهرهاي
جنوبي و قاچاق ارز و سيمان و فولاد تا استفاده گسترده از «رانت» در
مناطق آزاد انرژي نفت و گاز. براي اجابت درخواست مقامات قضايي فارس
به زودي اسناد مهمي منتشر خواهم کرد و گستردگي فعاليت اين «مافيا»
و نقل و انتقالات عظيم مالي آن را در حوزههاي فوق نشان خواهم داد.
هماکنون، پرونده نجفي در سازمان قضايي نيروهاي مسلح در تهران با
جدّيت در دست رسيدگي است.
توطئه براي ايجاد تشنج در فارس و سرکوب عشاير سُرخي در آستانه سفر
مقام معظم رهبري
اين تخريب گسترده در
بهمن و اسفند رخ داد يعني در دو ماهي که من در حال نگارش رساله
«زمين و انباشت ثروت» بودم. بخش مهمي از مراتعي که تصوير آنها در
رساله فوق درج شده، از جمله درست در پشت تابلوي «منطقه حفاظت شده»
سازمان محيط زيست، ديگر وجود خارجي ندارد. اين مراتع مشجر با حمايت
برخي مقامات متنفذ استان فارس به کلي تخريب و نابود شده است...
فاجعه بيسابقه در شيراز
تمامي شواهد نشان ميدهد که اين حادثه کاملاً سازمانيافته و
هدفمند بوده است. انتساب آن به «وهابيون افراطي» غيرمستند و
سادهانگارانه است. تاکنون، هيچ پيشينهاي از تحرکات تروريستي
«وهابيون افراطي» در شهر شيراز مشاهده نشده. فعاليتهاي وهابيگري
در شيراز به اقدامات فرهنگي- تبليغي و مالي، هر چند گسترده، محدود
بوده است. ادعاي کساني که ميکوشند حادثه را «تصادفي» جلوه دهند
نيز غيرمستند است و ميتواند مورد بهرهبرداري سازماندهندگان اين
جنايت قرار گيرد. تحولات آتي روشنگر حقايق خواهد بود....
برکناري پورمحمدي و آغاز تحولات
ساختاري در سراسر کشور
برکناري پورمحمدي پيش از انتخابات
شوراها قطعي شد ولي به دليل پخش برخي شايعات، که گويا رئيسجمهور
براي تأمين آراء مدافعان خود در شوراها وزير کشور را تغيير
ميدهد،
به تأخير افتاد. ساخت اين
شايعات و پخش آن کار همان کانونهاي قدرت بود براي حفظ پورمحمدي.
سپس، انتخابات مجلس پيش آمد و اوجگيري مباحث هستهاي. سرانجام،
زمان اين تغيير مهم فرارسيد. ظاهراً، زمان برکناري پورمحمدي پس از
انتخابات دور دوّم مجلس، در حوالي نيمه ارديبهشت است.
تحرکات نابخردانه و فتنهگرانه
در
پي انتشار رساله «زمين
و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» برخي
اقدامات ايذايي و تبليغي آغاز شده است. اين سرآغاز تحرکات تبليغي
عليه من است. بايد در انتظار بسيار بيش از اينها بود.
پروژه «باغ سوخته: مافياي زمين شهري و
مسکن در شيراز» آغاز شد
پروژه «شناخت مافياي زمين شهري و مسکن در شيراز» آغاز شد. در اين
پروژه تخريب گسترده باغات قديمي شيراز و تفکيک و فروش آن و «مافياي
انبوهساز» و ثروتهاي بادآورده صدها ميليارد توماني اين مافيا
معرفي خواهد شد. در سال 1357 مساحت باغهاي شهر شيراز سه هزار
هکتار بود که امروزه به 1400 هکتار کاهش يافته است.
تکذيب خبر حضور مديرکل اطلاعات فارس در
«جلسه دشتکوه»
امروز دو تن از دوستان محترم و قديمي من در وزارت اطلاعات طي تماس
تلفني اعلام کردند که آقاي بشيري، مديرکل اطلاعات فارس، در جلسه
«دشتکوه»، يا غير «دشتکوه»، شرکت نداشته و در مسافرت بوده است.
اطلاعيه مهم و
فوري: از عدالتخواهان
و حقطلبان استمداد مي طلبم!
در پي انتشار رساله «زمين و
انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز»، که در آن به افشاي
اسناد «مافياي زمينخوار شيراز» پرداختهام، در روزهاي اخير چند جلسه
با حضور گردانندگان شبکه فوق و برخي مقامات مسئول استان تشکيل شده و
برخلاف قوانين جاري کشور با تحکم از مقامات قضايي و امنيتي دستگيري من و
تعدادي از دانشجويان عدالتخواه فارس و برخي از عشاير سُرخي خواسته شده...
رساله «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران
امروز» در 1461 صفحه منتشر شد
رساله «زمين و انباشت ثروت:
تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» در 1461 صفحه در قطع وزيري به
صورت فايل PDF منتشر شد. در اين رساله اسامي بسياري از گردانندگان و اعضاي فعال «مافياي
زمينخوار شيراز» و نحوه تملک و ميزان ثروتهاي عظيم آنان بيان شده
است. همانگونه که در کتاب تأکيد شده، اين تنها يکي از شبکههاي
مافيايي شکل گرفته در پيرامون قدرت سياسي است.
سريال «پدرخوانده» و جنجال دوباره دکتر سيد محمود کاشاني
اميدوارم
متن مکتوب و تصويري مناظره فوق هر چه زودتر پخش شود تا
روشن شود که آقاي سيد محمود کاشاني واقعاً دوستدار پدر
خويش است يا مدافع متعصب دکتر مظفر بقايي کرماني؟
آيتالله کاشاني
و عشاير سُرخي
با توجه
به تعارض اخيرم با «مافياي زمينخوار شيراز»، که به دليل
دفاع از حقوق عشاير سُرخي در مراتعشان آغاز شد و بيش از
دو هفته است تمامي اوقات مرا به نگارش کتاب «زمين و انباشت
ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» مصروف کرده،
مفيد است تلگرافي از مرحوم آيتالله کاشاني را، به عنوان
مرجع تظلمات عشاير سُرخي، درج کنم. اين تلگراف در حمايت از
عشاير سُرخي است.
رساله «زمين و انباشت ثروت: تکوين
اليگارشي جديد در ايران امروز»
به زودي منتشر خواهد شد
رساله فوق در چهار بخش تنظيم شده: در بخش نخست، برخي مباني نظري را
در تبيين مقولات مالکيت زمين و مرتع و عشاير مطرح کردهام. در بخش
دوم، مصاديق مشخص و عيني مباحث مندرج در بخش اوّل را بيان کردهام.
در بخش سوّم، به اهانتنامههاي پخش شده عليه خود پاسخ دادهام.
بخش چهارم رساله فوق، حاوي دستاوردهاي تحقيق گسترده من، به همراه
اسناد و مدارک متقن، در زمينه مفاسد اقتصادي در فارس و برخي نقاط
ديگر کشور است.
به زودي سخن خواهم گفت
در روزهاي آينده طي
نامه سرگشاده مفصلي، به همراه اسناد و مدارک، دانستهها و
يافتههاي خود را در معرض داوري همگان قرار خواهم داد. اين مطالب،
بخشي از «تاريخ روز» سرزمين ماست.
فرجام يک
نوستالژي؛ داستان يک «تکليف»
پيامدهاي انتشار نامه
سرگشاده عشاير و اعتراض به تخريب مراتع
با دست خود، گرگاني گرسنه را به خانه بکر خود وارد کردم و
امکانات بالقوه و غني زادگاه خود را، از سر سادگي، به
ايشان شناسانيدم. تهاجم به مأوا و زيستگاه ايل و عشيرهام
آغاز شد؛ مراتعي بس غني و بکر و زيبا، در دامنه کوه هميشه
سرفراز دلو، که ميتوانست به سادگي به «پول» تبديل شود؛ به
بهاي آواره کردن عشايري کوهنشين که قرنها در تپهها و
جنگلها و قلهها زيسته بودند، با بديهيترين حقوق خويش
آشنا نبودند و راه و رسم «قانوني» دفاع از آن را
نميشناختند.
جنگ با ايران و نقشه
خاورميانه جديد
من
هنوز تحليل مندرج در يادداشت مورخ 12 ارديبهشت 1385 خود را معتبر
ميدانم و برآنم که کانونهاي هدايت کننده دولت جرج بوش، يعني
«نئوکانها» (نومحافظهکاران صهيونيست حاکم بر ايالات متحده
آمريکا) و شرکاي بريتانيايي آنها، به شدت در تکاپوي تحميل جنگي
جديد و بزرگ بر منطقه خاورميانه هستند و آماج اين جنگ ايران است.
چگونه ميتوان قاچاق ميراث فرهنگي ايران را مهار کرد؟
قوانين فوق بسيار بسيط و
جاهلانه تدوين شده؛ تا بدان حد که بهنظر ميرسد انگيزه
واقعي تدوينکنندگان تشويق خروج ميراث فرهنگي و ايجاد رونق
در کار قاچاق آثار باستاني و ميراث فرهنگي ايران بوده است.
تسليت به دکتر علي
ربيعي
امروز مطلع شدم که مرحوم محمدجواد ربيعي، سوّمين پسر دکتر علي
ربيعي، در سانحه تصادف اتومبيل درگذشته است.
تعميم اتهام «انکار هولوکاست» به محققان دگرانديش
اشپيگل
به شکلي آشکار ميکوشد تا مخالفت با صهيونيسم را مساوي با مواضع ضد
يهودي جلوه دهد و حتي به والاستريت ژورنال معترض است که
چرا سريال «مدار صفر درجه» را «ضد يهودي» معرفي نکرده است...
«ملّي کردن جنگلها و مراتع» به سبک
دولتي
مطلب زير خواندني است و
مؤيد يادداشتهاي قبلي من در زمينه سوءاستفادههاي عظيمي که از قانون
ملّي کردن جنگلها و مراتع، به عنوان جدّيترين وسيله براي
دخل و تصرف در مالکيت به سود «طبقه جديد»، صورت ميگيرد...
زندگي و زمانه علي دشتي
کتاب زندگي و زمانه علي دشتي
منتشر شد....
دو کتاب جديد در آستانه انتشار
به زودي دو کتاب جديد از عبدالله
شهبازي وارد بازار نشر خواهد شد.
ميزگردي با
عنوان «بازانديشي نظام مديريت و برنامهريزي ايران» در نهاد
رياستجمهوري برگزار شد. هدف از اين ميزگرد بررسي تاريخ و عملکرد
سازمان برنامه و بودجه سابق (سازمان مديريت و برنامهريزي بعدي) و
تلاش اخير دکتر محمود احمدينژاد، رئيسجمهور، در بازسازي اين
سازمان بود.
درگذشت خسرو اقبال
خسرو اقبال از
چهرههاي سرشناس تاريخ معاصر ايران، بهويژه در دهههاي 1320 و
1330 ش.، بود و از بنيانگذاران ژورناليسم جديد در ايران.
نئوکانها و تهاجم نظامي به ايران

بودجه 419
ميليارد دلاري سال 2006 پنتاگون تمامي هزينههايي نيست که
شعبده 11 سپتامبر و پروژه «جنگ با تروريسم» بر جامعه
آمريکايي تحميل کرده است. اين رقم تنها بودجه آشکار نظامي
دولت آمريکا را شامل ميشود. بخش مهمي از هزينههاي
نظاميگرايانه دولت بوش در بودجه ساير وزارتخانهها پنهان
شده است... مجموع بودجه نظامي آشکار و پنهان دولت بوش براي
سال مالي 2006 حدود 840 ميليارد دلار است که تقريباً يک
سوّم کل بودجه دولت را شامل ميشود؛ رقمي بسيار بيش از اوج جنگ سرد
و استيلاي ريگانيسم. اينک نخبگان آمريکايي دريافتهاند که
پروژه «جنگ با تروريسم» دکاني است که براي سوداگري نظامي
گشوده شده. مأموريت نئوکانها اين است: اين دکان سوداگري
نظامي نبايد تعطيل شود...
با
توجه به کاهش شديد مقبوليت دولت بوش در جامعه آمريکا و مخالفتهاي
شديد در کنگره و دشواريهاي ناشي از عدم همراهي متحدان اروپايي
آمريکا، نئوکانها ميخواهند تهاجم نظامي را به شکلي غيررسمي آغاز
کنند و مردم و کنگره آمريکا را در مقابل کار انجام شده قرار دهند.
به عبارت ديگر، بايد ايران به عنوان شروع کننده تهاجم نظامي عليه
منافع آمريکا معرفي شود و افکار عمومي به شدت عليه آن تهييج شود...
درخشش و ديگر هيچ!
امروز يکي از دوستان از جلسه ديروز گفت که در مرکز دائرةالمعارف
بزرگ اسلامي برگزار شده بود. همايش گونهاي بود بين طرفين ژاپني و
ايراني. از يکي از مراکز پژوهشي ژاپن هيئتي آمده بود و مقالات خود
را در زمينه تاريخ ايران در دوران مغول عرضه ميکرد. اعضاي هيئت
ژاپني 10- 12 دختر جوان حدود 25 و حداکثر سي ساله بودند که مقالات
خود را به زبان فارسي ميخواندند. اعضاي هيئت ايراني گروهي انگشت
شمار از متخصصين دوره مغول بودند که همگي از ميانسالي گذشته و به
کهولت رسيدهاند.
خاطرات
سالهاي دور: پدر و خاندانم

سرنوشت پدر بيشترين
تأثير را بر زندگي من بر جاي نهاد. هفت ساله بودم که در
منطقه کوهمره سُرخي به قيام مسلحانه عليه حکومت پهلوي دست
زد. نه سال و اندي داشتم که تيرباران شد (13 مهر 1343). از
آن پس اموال ما مورد تاراج هر کس و ناکس قرار گرفت.
سالهاي رنج و محنت و درد بود براي من، براي مادرم و براي
خواهران و برادرانم.
برنارد لوئيس، استاد دانشگاه پرينستون، با انتشار مقالهاي در
والاستريت ژورنال مدعي شد که 22 اوت 2006 (31 مرداد 1385)
زمان مناسبي است که اسرائيل مورد حمله اتمي ايران قرار گيرد.
برنارد لوئيس شخصيت آکادميک نامداري است و برجستهترين چهره علمي و
دانشگاهي يهودي زنده در حوزه اسلامشناسي و مطالعات خاورميانه
بهشمار ميرود. آيا هدف از ارائه تحليلي چنين سست از سوي او جنگ
رواني است تا در پرتو آن بر شکست خفتبار اسرائيل در جنگ 34 روزه
با حزبالله سرپوش گذارده شود؟ ولي چنين پروژه جنگ رواني را کسان
ديگري ميتوانستند پيش برند و به نام و آوازه برنارد لوئيس نياز
نبود. چرا بايد از «اعتبار علمي» شخصيتي چون برنارد لوئيس خرج
ميشد؟
سيد حسن نصرالله و رستاخيز
خاورميانه
از
زمان شروع پروژه «جنگ با تروريسم» تا تحولات اخير منطقه،
امپرياليسم انگلوساکسون در موضعي تهاجمي بود و قربانيان خود را
تکتک و به نوبت به مسلخ ميبرد. اين وضع دگرگون شده. اينک زمان
تهاجمي بزرگ است که توفان آن ميتواند از افغانستان تا شرق
مديترانه را درنوردد.
هخامنشيان و تسلسل تمدن
ايراني

جنجالي که به راه افتاده که گويا
هخامنشيان قومي مهاجم بودند و از خارج به فلات ايران وارد شدند و اقوام
بومي ايراني را کشتند و تمدني بهنام «پارس» ايجاد کردند، و حتي بعضي
تعابير سخيف که نام «پارس» با واژه «پارس کردن سگ» همريشه است و از
اين قبيل، و متأسفانه هواداراني پيدا کرده و زمينههايي را فراهم کرده
براي توهين به مليت ايراني و تحريک گرايشهاي تجزيهطلبانه و به خصوص
پانترکيستي در ايران؛ اين بحث قطعاً بحث مخربي است. ما هيچ دليل موجهي
نداريم که ميان ايران پيش از اسلام و ايران اسلامي تعارض کاذب ايجاد
کنيم. اين همان رويهاي است که در دوران پهلوي در پيش گرفته بودند و
سعي ميکردند تاريخ ايران اسلامي را در مقابل تاريخ ايران باستان قرار
دهند و از اين طريق شووينيسم باستانگرايانه ايراني را، که خودشان
ساخته بودند، گسترش بدهند و هوّيت ملّي ما را در مقابل هوّيت دينيمان
و در تعارض با هم قرار دهند. اين تلاش مجدداً به شکل ديگر و اين بار از
منظر دفاع از ايران اسلامي شروع شده است.
موزه پل گتي آمريکا در برابر
دولت يونان تسليم شد و به زودي دو قطعه نفيس باستاني يونان را به
اين کشور بازميگرداند
هماکنون هزاران قطعه از
آثار باستاني ايران، بهويژه اشياء به دست آمده در
پرسپوليس (تختجمشيد)، بهطور غيرقانوني در موزههاي
شيکاگو، متروپوليتن، بوستن و غيره نگهداري ميشود. اين
آثار يا توسط قاچاقچيان ايراني و غير ايراني آثار
باستاني، مانند پوپ و هرتسفلد، به موزههاي فوق فروخته شده
و يا به عنوان «امانت» به آمريکا انتقال يافته است. آثار
باستاني ايران در آمريکا منحصر به دو هزار لوحه گلي
بازمانده از بيش از 37 هزار لوح به دست آمده در تختجمشيد
نيست. اين وظيفه عاجل دولت ايران است که به دولتهاي مصر و
ايتاليا و يونان تأسي کند و از طريق محاکم ايراني و
آمريکايي و مجامع حقوقي و فرهنگي بينالمللي کارزار
گستردهاي را براي استرداد آثار فوق آغاز نمايد.
وقتي اسرائيليها پروفسور
هرتسفلد، افتخار مجامع علمي يهودي و اسرائيل، را «دزد» ميدانند
مايملک ايران در
موزههاي آمريکا به الواح گلي فوق محدود نيست. مقامات موزه
شرقشناسي دانشگاه شيکاگو و ساير موزههاي آمريکايي بايد پاسخگوي وضع مالکيت هزاران
قطعه آثار ايراني باشند و روشن کنند که اين قطعات را چگونه و از
طريق چه کساني به دست
آوردهاند و هم اکنون اين آثار متعلق به کيست؟ آيا ماجراي شکايت اسرائيليها براي لاپوشاني و لوث کردن اين مسئله
مهم طراحي نشده است؟
لوحههاي گلي دوران هخامنشي
را نجات دهيد
به دليل قراردادها
و اسناد معتبري که بهسود ايران در دست است، ديگر حفظ گنجينه به
سرقت رفته از تختجمشيد را در موزههاي آمريکايي نميخواهند و تلاش
ميکنند از طريق شکايت فوق آن را به اسرائيل انتقال دهند. ضرور است
که دولت ايران هر چه سريعتر به اقدامات لازم براي بازپسگيري
گنجينه دوره هخامنشي از موزه شيکاگو و ساير موزههاي آمريکا، پيش
از اينکه اين آثار به اسرائيل منتقل شوند، اقدام کند و عليه
موزههايي که مدعي خريد و مالکيت اين اشيا هستند، به اتهام معامله
غيرقانوني و قاچاق آثار باستاني، اقامه دعوي کند.
رويال داچ شل و روشنفکران
اخيراً
گفتگوهاي پرويز جاهد با ابراهيم گلستان را خواندم. کتاب
جالبي است. از زواياي مختلف ميتوان درباره خاطرات گلستان
سخن گفت، ولي آنچه در اين ميان نظر مرا بيشتر جلب کرد،
نقش کمپاني رويال داچ شل در سرمايهگذاري فرهنگي در ايران
در سالهاي پس از کودتاي 28 مرداد 1332 است. استوديو
فيلمسازي گلستان در سال 1336 با سرمايه شل در ايران تأسيس
ميشود و گروهي را در پيرامون خود جمع ميکند که در سالهاي
بعد از مشاهير روشنفکري ايران شدند: خود ابراهيم گلستان،
برادرش شاهرخ گلستان، فروغ فرخزاد، اسماعيل رائين، کريم
امامي و ديگران.
مافياي نفتي و قتل
ماژور ايمبري

هري سينکلر براي
اين «فضولي» بهاي سنگيني پرداخت. کمي پس از قتل ايمبري رسوايي
بزرگي در آمريکا پديد شد که دولت هاردينگ را با بحران مواجه کرد.
ادعا شد که هري سينکلر براي دريافت يک امتياز دولتي به آلبرت فال،
وزير کشور دولت هاردينگ، رشوه پرداخته است. مافياي نفتي سينکلر را،
به دليل ورود بياجازه به حوزه انحصاري آنان، نفت ايران، به شدت
تنبيه کرد. او به جرم دروغگويي در برابر کميسيون مجلس سناي آمريکا
شش ماه و نيم زنداني شد.
«جاسوس» يعني کيم
فيلبي نه جهانبگلو
حتي اگر جهانبگلو واقعاً «جاسوس» بود
دستگيري او اهميت و ضرورت نداشت. موج گسترده پس از دستگيري او براي
تحريک روشنفکران برجسته جهان عليه ايران کاملاً قابل پيشبيني بود.
مگر در عرف سازمانهاي اطلاعاتي هر جاسوسي را دستگير ميکنند؟ من
بازداشت جهانبگلو را محکوم ميکنم زيرا آن را دستمايهاي براي
تحريکات نئوکانها عليه ايران اسلامي ميدانم.
جعل جديد اميرطاهري:
ظهور نازيسم در ايران
آقاي امير طاهري اينک ماموريت يافته تا با ساخت و پخش جعليات مواد
خام لازم را براي تبليغات جنگافروزانه نئوکانها عليه ايران تأمين
کند. او مقالهاي در نشريه کانادايي نشنال پست درج کرده و مدعي شده
که مجلس ايران تصويب کرده که بايد يهوديان و ساير اقليتهاي ديني
علامت مخصوصي به لباس خود الصاق کنند. اين يعني تجديد حيات نازيسم
در ايران! جعل آقاي طاهري با شاخ و برگ و هياهو پوشش گسترده يافته
است. خوشبختانه تعدادي از بلاگرهاي ايراني بهسرعت متوجه ماجرا شده
و به افشاي جعل امير طاهري دست زدهاند.
انگليسيها، مافياي نفتي و انهدام کشتي پژواک
در طول اين سالها شناسايي ميزان ذخاير نفت و گاز ايران در خليج
فارس در اختيار
شرکت انگليسي لاسمو LASMO بوده و هست؛ يعني انگليسيها ميزان
ذخاير موجود ايران را تعيين کرده و اطلاع ميدهند. با انتقال کشتي
پژواک، تنها سيستم لرزهنگار ايراني، به درياي خزر، عملاً دست
کمپاني انگليسي براي ارائه اطلاعات غلط در حوزه پارس جنوبي کاملاً
باز گذارده شد و با آتشسوزي مشکوک و انهدام کشتي پژواک تنها امکان
ايران در اين زمينه نيز از ميان رفت.
کالبدشکافي يک حادثه:
تخريب حسينيه دراويش گنابادي با چه هدفي؟
از زمان وقوع
درگيري قم و تخريب حسينيه دراويش گنابادي (24 بهمن 1384) به اين
حادثه به ديده بدبيني نگريستم. شم سياسي و تجربه تاريخي به من
ميگفت که در اوضاع حساس کنوني منطقه و تهديدات عليه ايران اين
بلوا نميتواند طبيعي باشد. ولي چند و چون ماجرا برايم روشن نبود.
نميدانستم اين فتنه را که برافروخته و تحريکات از جانب که
سازماندهي شده است: دراويش گنابادي، مقامات امنيتي قم يا محافل
افراطي؟
فراروايتهاي جادويي در
انديشه آقاي حجاريان

نظريهپردازي نميتواند در خلاء صورت گيرد. «تئوري» زماني ارزشمند
است که بر مطالعات مستند و فاکتوگرافيک مبتني باشد...
انديشهپردازي سياسي در ايران بدون ابتنا بر چنين مطالعات
جزءنگرانه عقيم و سترون بوده و خواهد بود. در فضاي فقر مطالعات
تاريخي و اجتماعي انديشهپردازي بر بنياد «فراروايتها» مخل انديشه
و مانع رشد پژوهش است.
چرا درباره "هولوکاست
ايرانيان"،
مرگ قريب به نيمي از جمعيت ايران در زمان
جنگ جهاني اوّل،
سکوت کردهايم؟
اينک که به بهانه افسانه «هولوکاست» هياهوي تبليغاتي عليه ايران
اوج گرفته، شايسته است که ما نيز فجايعي را که کانونهاي استعماري
غرب در سرزمينمان مرتکب شدند به جهانيان يادآور شويم. يکي از
مهمترين اين فجايع هولوکاست ايراني زمان جنگ جهاني اوّل است.
فاجعهاي که بهنام «اصلاحات ارضي» در ايران رخ داد
قانون ارث اسلامي که، برخلاف قانون ارث کشورهايي چون انگلستان،
اراضي کشاورزي را در ميان تمامي فرزندان (اعم از دختر و پسر) تقسيم
ميکند، مکانيسم بازتقسيم مدامي را در مناسبات ارضي ايران، و ساير
کشورهاي اسلامي، تعبيه کرده که خود، به تنهايي، بزرگترين مانع
پيدايش و گسترش مالکيت بزرگ است. کارکرد قانون ارث اسلامي در
بازتقسيم اراضي کشاورزي تاکنون مورد غفلت پژوهشگران بوده است.
|