|

صفحه اول وبگاه در 22- 23 خرداد 1388
صفحه اول وبلاگ در 22- 23 خرداد 1388
ميرحسين موسوي؛ آنگونه که من شناختم

مير حسين
موسوي، انتخابات دهم، تحولات ايران و
جهان
مهندس
موسوي در چارچوب قطببندي سياسي کنوني ايران نميگنجد. طيفي از
اصولگرايان او را ميپسندند بهويژه کساني که دوران صدارت او را
درک کردهاند و شيوه مديريت وي در سالهاي 1360- 1368 را ديدهاند.
طيفي از اصلاحطلبان نيز به مهندس موسوي گرايش دارند زيرا وي را
مديري توانمندتر از آقاي خاتمي ميدانند. توده مردم نيز به ميرحسين
موسوي گرايش قابل توجه دارند...
[ادامه مطلب]

ميرحسين موسوي را ميستايم؛ بيش از هر زمان ديگر
استعمار بريتانيا، که پنج سده غارت جهان، از عصر اليزابت اوّل، در
کارنامهاش ثبت شده، با هيچ تلاش آکادميک و سرمايهگذاري سياسي و
تبليغاتي نميتوانست به اين سادگي خود را در افکار عمومي ايرانيان
تبرئه کند...
[ادامه مطلب]
مواضع من در انتخابات
عملکرد اين کانون در سالهاي
اوليه پس از انقلاب، تداوم عملکردشان در سالهاي
نهضت ملّي شدن صنعت نفت بود با همان روشهاي تفرقهافکنانه. در اوائل
انقلاب و در زمان حيات سيد حسن آيت، اين افراد حتي کوشيدند مظفر بقايي را
به عنوان نخستوزير به نظام برخاسته از انقلاب تحميل کنند ولي هيچگاه از
سوي امام خميني (ره) مورد اعتنا، هر چند ناچيز، قرار نگرفتند و نتوانستند،
بهرغم تلاش فراوان و بهرغم برخورداري از حمايت برخي چهرههاي روحاني و
غيرروحاني، امام را به ديداري هر چند کوتاه با بقايي راضي کنند...
[ادامه مطلب]
سريال «لاست»: ايلياد نو براي جهان نو

سريال «لاست» اسطورهاي است جديد؛ چيزي است مانند
«ايلياد» و «اديسه» هومر؛ و «جزيره» مکاني است
همانند کوه المپ...
[ادامه مطلب]
حاشيهاي بر کتاب «چريکهاي فدائي خلق»

"آقاي فيلمساز" و "مستر پرزيدنت"
قطعاً آقاي اوباما به دنبال «گلستان» کردن
ايران نيست همانگونه که «بريتانياي کبير» ايران را «گلستان» نکرد. پيامد
دخالتهاي مستقيم و غيرمستقيم بريتانيا در انقلاب مشروطه، جنگ داخلي و
هرجومرج عمومي، اشغال نظامي ايران توسط ارتشهاي روسيه و انگليس، قحطي
بزرگ سالهاي جنگ اوّل جهاني، و سرانجام برکشيدن ديکتاتوري هولناک رضا شاه
بود...
[ادامه مطلب]
فراروايتهاي جادويي در انديشه آقاي حجاريان

نظريهپردازي
نميتواند در خلاء صورت گيرد. «تئوري» زماني ارزشمند است که بر
مطالعات مستند و فاکتوگرافيک مبتني باشد... انديشهپردازي سياسي در
ايران بدون ابتنا بر چنين مطالعات جزءنگرانه عقيم و سترون بوده و
خواهد بود. در فضاي فقر مطالعات تاريخي- اجتماعي انديشه پردازي بر
بنياد «فراروايتها» مخل انديشه و مانع رشد پژوهش است...
[ادامه مطلب]
مصاحبه با خانه کتاب اشا
من
به نسلي تعلق دارم که انرژي و پتانسيل عظيم داشت براي
تغيير و سازندگي. انقلاب را ديدهام و در لحظه لحظهٔ آن
حضور داشتهام.
اين انقلاب نبايد خروجياش چنين ميبود. مثلاً در حوزهٔ
معماري، من واقعاً شرمندهام از معماري مرقد امام راحل، من
واقعاً شرمندهام از تداوم بناي ميدان شهياد (آزادي فعلي)،
شرمندهام از سياستهاي توسعهٔ بعد از انقلاب، شرمندهام
از سازندگي خوزستان پس از جنگ. چند سال از پايان جنگ گذشته؟ به خوزستان برويد و مانند
من از خودتان شرمنده شويد. روسها چه کردند پس از جنگ؟
استالين ديکتاتور بود ولي معمار بزرگي بود براي کشورش. برويد و يادمانهاي
جنگ جهاني دوّم را در روسيه بينيد...
[ادامه مطلب]
رويال داچ شل و روشنفکران

از زواياي مختلف
ميتوان درباره خاطرات گلستان سخن گفت، ولي آنچه در اين ميان نظر
مرا بيشتر جلب کرد، نقش کمپاني رويال داچ شل در سرمايهگذاري
فرهنگي در ايران در سالهاي پس از کودتاي 28 مرداد 1332 است.
استوديو فيلمسازي گلستان در سال 1336 با سرمايه شل در ايران تأسيس
ميشود و گروهي را در پيرامون خود جمع ميکند که در سالهاي بعد از
مشاهير روشنفکري ايران شدند: خود ابراهيم گلستان، برادرش شاهرخ
گلستان، فروغ فرخزاد، اسماعيل رائين، کريم امامي و ديگران...
[ادامه مطلب]
رازي که هنوز در پي آنم: سفر روپرت مردوخ به ايران

روزي در صبح
نصيري مطلبي عجيب خواندم: سفر روپرت مردوخ (مرداک) به ايران! تنها
نصيري بود که اين سفر محرمانه را فاش کرد و ديگران، همه، سکوت
کردند. حيرت کردم. در آن روزها سخت در فضاي شناخت «زرسالاران
يهودي» غوطه ميخوردم. آيا باورکردني بود سفر «سلطان رسانههاي
صهيونيستي جهان»، مالک سرشناسترين رسانههاي آمريکا و بريتانيا و
استراليا، و يکي از رهبران و نمادهاي اصلي صهيونيسم به ايران؟...
[ادامه مطلب]
ارگنهکن، موساد و «قتلهاي زنجيرهاي» در ايران
در
روزهاي اخير، در ادامه پيگيري پرونده سازمان مخفي «ارگنه کن» توسط حزب
اسلامگراي حاکم بر دولت ترکيه، دادستان استانبول اسناد جديدي ارائه داد که
ارتباط اين سازمان را با ماجراي بغرنج موسوم به «قتلهاي زنجيرهاي» در
ايران مطرح ميکند. اين اسناد در مطبوعات ترکيه بازتاب گسترده داشته ولي در
رسانههاي ايران عموماً مسکوت مانده يا بهگونهاي بسيار کمرنگ يا غيردقيق
و تحريف شده مطرح گرديده است...
[ادامه مطلب]
«ناتوي اطلاعاتي»، ارگنه کن و ايران

اخبار مربوط به تلاش دولت اسلامگراي ترکيه براي کشف و انهدام شبکه
اطلاعاتي- خرابکاري پيمان ناتو در اين کشور، که به «ارگنه کن» شهرت يافته،
از سوي کانونهاي مرموزي در ايران سانسور ميشود. کار به «توطئه سکوت»
محدود نيست. تلاشهاي جدّي ديگر نيز براي خنثي کردن تأثيرات احتمالي پرونده
ارگنه کن بر ايران طراحي شده و در مرحله اجراست. «ارگنه کن»هاي ايراني دو
«پاشنه آشيل» اصلي در ترکيه دارند که ميتواند موجوديتشان را به مخاطره
اندازد: اوّل، ترانزيت مواد مخدر است که از طريق محور افغانستان- ايران-
ترکيه انجام ميگيرد. دوّمين «پاشنه آشيل» همتايان ايراني ارگنه کن سفرهاي
پنهان آنان به اسرائيل است. اين سفرها از طريق ترکيه انجام ميگرفت و شبکه
ارگنه کن ترکيه تسهيلات آن را، مانند خانههاي امن و گذرنامههاي جعلي و
غيره، فراهم ميکرد...
[ادامه مطلب]
«ايران، اسرائيل و بمب»

متن
کامل گزارش «ايران، اسرائيل و بمب: بازگشت جفري گلدبرگ» در 41 صفحه منتشر
شد...
[ادامه مطلب]
|