مهرزاد خرد، که به عنوان کارگزار خدوم
«مافياي زمين» شناخته ميشود و علاوه بر شيخ علي موحد،
فرود شريفي، معاون وزير و رئيس سازمان جنگلها و مراتع
کشور، حامي سرسخت اوست، تاکنون علاوه بر رياست سازمان جهاد
کشاورزي فارس مديريت اداره کل منابع طبيعي را در دست
خود حفظ کرده است.*** فرود
شريفي اهل روستاي سده آباده فارس است و از خويشان همسر
مهرزاد خرد. مطلعين از تعاملات نزديک و ديرين مهرزاد خرد
با فرود شريفي سخنها ميگويند. بهنظر ميرسد،
هماکنون سازمان جنگلها و مراتع در دست کانوني منسجم و
همبسته قرار گرفته که ميکوشد از موقع کنوني خود حداعلاي
استفاده را در جهت زراندوزي بنمايد. اين تکاپو به فارس
محدود نيست. در چهار سال اخير، از غارت گسترده جنگلها و
اراضي ملّي در شمال کشور نيز خبرها ميرسد. مهرزاد خرد با
برخورداري از دو اهرم رياست جهاد کشاورزي و مديريت اداره
کل منابع طبيعي فارس و با برخورداري از حمايت قاطع فرود
شريفي و شيخ علي موحد، و نيز به دليل ضعف مفرط مديريت وزير
جهاد کشاورزي و تغافل يا تسامح نهادهاي نظارتي، به سرعت در
حال انجام فعاليتهايي گسترده در زمينه نقلوانتقال اراضي
دولتي و تعرض به اراضي بخش خصوصي، با دستاويزهاي به ظاهر
قانوني، است. بديهي است در دولت بعد، حتي اگر
احمدينژاد رئيسجمهور بماند، اسکندري، وزير جهاد کشاورزي،
در دولت حضور نخواهد داشت و لذا اين کانون ميکوشد در اين
فرصت کوتاه چند ماهه تا ميتواند غارت کند.
با توجه به
حمايتهاي کانونهاي قدرتمند و ذينفع، در ماههاي اخير
مهرزاد خرد، با برخورداري از حمايت يا تسامح دستگاه قضايي،
به سرعت در حال واگذاري اراضي و مراتع مورد اختلاف ميان
عشاير سُرخي به دلالان و کارگزاران خويش است. کساني که در
رساله «زمين و انباشت ثروت» نامشان ذکر شده يا تصاويرشان
درج گرديده از بيشترين امتيازات برخوردار شدهاند. کانون
فوق تصوّر ميکند وضع کنوني «جاودانه» خواهد ماند و حساب و
کتاب و عدالت و قضاوتي در کار نخواهد بود. به راستي،
هيچگاه فساد مالي و سوءاستفاده از مقام و منصب، و حمايت
مقامات ارشد و نهادهاي قضايي و نظارتي از مفسدين، را چنين
عيان و بيپروا و لجامگسيخته نديده بودم.
در اين ميان سرهنگ ابراهيم عزيزي،
فرمانده سابق بسيج شيراز و فرماندار کنوني شهرستان شيراز،
[1] داراي جايگاه برجسته است. عزيزي به خانوادهاي از
رعاياي خاندان قوام شيرازي در روستاي سعادتآباد (سعادت
شهر کنوني) تعلق دارد. او در ماجراي سفر حجتالاسلام و
المسلمين خاتمي به شيراز نقشي وهنآور ايفا نمود و نامش در
سطح ملّي با بدنامي شناخته شد. هماکنون، عزيزي در جريان
رقابتهاي انتخاباتي به شدت فعال است و در جهت تشديد
تعارضها و ايجاد تنشهاي سياسي ميکوشد. روشن است که اين
سيره فرمانداري نيست.
تمامي اين تحرکات با تسامح يا حمايت
دستگاه قضايي فارس و مهمترين نهاد نظارتي استان، اداره کل
اطلاعات فارس، انجام ميگيرد. بشيري، مديرکل پيشين
اطلاعات، نامهاي به شدت مغرضانه، با مهر و امضا، عليه من
به دادسرا ارسال کرده بود بيآنکه در حيطه قانوني
اختيارات و وظايف وي باشد يا به استعلام دستگاه قضايي پاسخ
داده باشد.
آنچه پيوندهاي پنهان در پس فساد اقتصادي
در فارس را نمايانتر ميکند تحرکات فرهنگي اين شبکه است.
يکي از تازهترين موارد تأسيس مؤسسه فرهنگي بهنام يکي
از بلندپايهترين و سرشناسترين فراماسونهاي ايران، دکتر
ذبيح قربان، است.
[1] پدر ذبيح قربان، حاج عليخان آبادهاي، کدخداي
بهائي منطقه بود که قساوتش عليه مسلمانان آباده در منابع
تاريخي مکرر ثبت شده. ذبيح قربان نيز بهائي سرشناس بود.
اين مؤسسه با مجوز رسمي استانداري فارس، به شماره
43892/ 22/ 56 مورخ 26 بهمن 1387، فعاليت خود را آغاز کرده
و يکي از کارکردهاي خويش را «اعطاي کمکهاي مالي به نخبگان
فارس» اعلام نموده است. اين همان کارکردي است که در سطح
کلان مؤسسه صهيونيستي «بورسيه رودز» (در دانشگاه آکسفورد و
با توليت خاندان زرسالار يهودي روچيلد) يا در سطح محدودتر
بورسيه مشکوک خاندان بهائي سودآور (در دانشگاه آکسفورد) به
عهده دارند.
[1] براي موجه جلوه دادن کار خود، چند فرد محترم از
خاندانهاي مسلمان، مانند برخي اعضاي خاندان امام جمعه
آباده را (که ربطي به خانواده سعيد امامي، عامل سرويس
اطلاعاتي اسرائيل و کارگردان ماجراي موسوم به «قتلهاي
زنجيرهاي»، ندارند)، در جمع هيئت امناي «مؤسسه علمي
فرهنگي دکتر ذبيحالله قربان» وارد کردهاند به همراه چند
تن از اعضاي خاندانهاي سرشناس بهائي. کامبيز و نرسي
قربان، دو پسر ذبيح قربان، نيز عضو هيئت مديرهاند.
بهراستي در فارس چه ميگذرد؟ آيا فارس بخشي از ايران
اسلامي است؟****
