بازگشت به فهرست کتاب
بازگشت به صفحه قبل
کلام آخر
گفتنيها را گفتم. علاوه
بر اين رساله 1461 صفحهاي، 250 صفحه مطالب ديگر و
اسنادي که از نظر من، به دليل حفظ برخي حريمها و
حرمتها، قابل انتشار نبود، براي مقامات عالي کشور
ارسال شد. اين کار سنگين را در دو ماه کردم. از 15 دي،
در بستر بيماري، آغاز کردم؛ زماني که نامه اداره کل
منابع طبيعي فارس را، که با امضاي آقاي علي چنانه،
مديرکل روابط عمومي سازمان جنگلها و مراتع کشور منتشر
شد، ديدم. از حوالي 25 دي دوره نقاهت پس از بيماري
پايان يافت و با توان بيشتر نوشتم، در حوالي 20 اسفند
به پايان بردم. انتخابات مجلس شوراي اسلامي (27 اسفند
1386) در پيش بود. انتشار اين رساله را به مصلحت نظام
ندانستم. نگران بودم که موجي برانگيزاند و بر مشارکت
مردم در انتخابات، حداقل در شهر شيراز، تأثير منفي
گذارد. صبر کردم و از آن پس با فراغبال به ويرايش و
اصلاح و تکميل آن پرداختم. اکنون در ساعت يک بعد از
ظهر يکشنبه 4 فروردين 1387 ويرايش نهايي را به پايان
ميبرم.
در ضمن کتاب، پيامهاي
خود را گفتهام. پايان سخنم اين است:
1- من از وضع کنوني فارس
احساس شرم ميکنم؛ هم از عقبماندگي فرهنگي آن و هم از
ميزان غيرقابل باور فساد مالي لگام گسيختهاي که
ديدهام. اين همان سرزميني است که پيش از اسلام مهد
تمدن کهن ايراني بود و پس از اسلام شيرازيان و فارسيان
اسلام را به تانزانيا و سودان در غرب و مالزي و
اندونزي در شرق بردند. ابنبطوطه از قاضي کازروني در
بنادر چين نام ميبرد. در اندونزي سنگ قبرهاي فارسي با
اشعار سعدي و حافظ از خاک برون ميآيد. امروزه من
شرمگينم که سرزمين خود را چنين عقبمانده و ويران
ميبينم.
2- کوشيدند مرا از فارس
بيرون کنند. خواهم ماند و وظيفه خود را براي آباداني
فارس، براي احياء فرهنگ غني آن، براي تبديل شهر خود،
شيراز، به قطب پژوهش تاريخي و مردمشناسي ايران، انجام
خواهم داد. کارشناسان و مسئولان اين عرصه خوب ميدانند
که توانش را دارم. از سال 1367 موج جديد تاريخنگاري و
پژوهش سياسي پس از انقلاب را من ايجاد کردم. بزرگترين
مؤسسات پژوهشي و بهترين نشريات تخصصي کشور در اين حوزه
ثمره تلاش من بود. اين توان را پس از اين در زادگاهم
به کار خواهم گرفت.
3- دلبستگي به دنيا
ندارم. خونم نيز از خون پدر و نياکانم رنگينتر نيست.
استوار خواهم ماند و با فساد مزمن و ريشهدار حاکم بر
فارس مبارزه خواهم کرد. افشا خواهم کرد. اين روش،
تاريخنگاري روز،[1]
را به صورت تکنگاري در همه عرصهها ادامه خواهم داد.
پيشينه و تعلقات خانوادگي يکايک مسئولين فاسد مؤثر در
عقبماندگي فارس را خواهم کاويد و فاش خواهم کرد.
تکنگاري خواهم نوشت در همه زمينهها: از مافياي قدرت
و خويشاوندسالاري تا مافياي زمين شهري و مسکن تا
پيمانکاريهاي کلان در عسلويه. نظامي و غيرنظامي
نميشناسم. فاسدين در کسوت ارزشمداري را بيشتر افشا
خواهم کرد زيرا دلبسته انقلاب و آرمانهاي خمينيام و
بيزار از سوداگران ارزش فروش.
4- با سلب حقوق شرعي و
قانوني مالکيت و محروم کردن من از ارثيه پدري، که
ميخواستم در سنين پنجاه به پشتوانه آن با دستي گشاده
و بينياز از حکومت به کار پژوهشي در شيراز مشغول شوم،
دهانم بسته نخواهد شد. در زندگي سختي فراوان ديده و
بارها از صفر آغاز کردهام؛ ميتوانم در بدترين وضع
کار خود را ادامه دهم. اين بار وظيفه خود را نگارش
تاريخ اليگارشي بياخلاقي ميدانم که پس از انقلاب
اسلامي، بهرغم آرمانهاي والاي آن، ريشه گرفته و
رهبري انقلاب بارها از آن با عنوان «طبقه جديد» ياد
کرده است.
5- اگر احساس کنم تلاش
براي احقاق حقوق شخصيام به حربهاي براي تحريف سخناني
که از سر درد و تکليف گفتهام بدل خواهد شد، کليه
اموال موروثي خود را به خانوادههاي شهداي موطنم،
کوهمره سُرخي و سياخ، انتقال ميدهم و از اين پس چون
بخش اعظم زندگي گذشتهام با قلم خود ارتزاق خواهم کرد.
پيشتر نيز اين کار را کردهام: قطعه زمين برنجکار
متعلق به خود را، موسوم به زمين کالي بازي (قائد
عليبازي) در روستاي بندويه کوهمره سُرخي، بلافاصله پس
از بازپسگيري از غاصبان محلي (حاج محمد احمدي) در 22
ارديبهشت 1369 به خانواده دو شهيد جنگ تحميلي (شهيد
محمدحسين جانبازي و شهيد فرجالله بختياري) اهدا
نمودم.
6- ميتوانيد به بهانه
«نشر اکاذيت و توهين و افترا» و «تشويش اذهان عمومي»
مرا به دليل تدوين اين کتاب به محکمه کشانيد. يقين
داشته باشيد دادگاهي علني خواهد بود با انعکاس جهاني و
با حضور صدها دانشجوي انقلابي از سراسر کشور که در آن
با ارائه سند و مدرک از بند بند اين رساله دفاع خواهد
شد و به تريبون افشاي فساد مالي گسترده موجود در فارس
بدل خواهد گرديد. يقين داشته باشيد که اين دادگاه موجي
گسترده از جنبش عدالتخواهي را در ميان نخبگان فکري و
دانشجويان دانشگاههاي سراسر کشور ايجاد خواهد کرد که
مهارشدني نخواهد بود. و يقين داشته باشيد که تمامي
کارکنان شريف سازمانها و ادارات و نهادهاي شيراز، که
سالها ناظر اين فساد عميق بوده و خون دل خوردهاند،
يار و ياور من خواهند بود و اسناد و مدارک جديد از
موارد فراوان ديگر اينگونه مفاسد را در اختيارم
خواهند گذارد تا در دادگاه در معرض داوري قرار دهم.
من سالها از زندگي خود
را به خاطر اعتقاداتم در زندان سپري کردهام که بخش
عمده آن در سلول انفرادي بوده است. محروميت فراوان
کشيدهام. اکنون مايه افتخار من است که به خاطر دفاع
از حقوق مردمم و به خاطر پالايش آرمانهاي والاي امام
خميني و انقلاب شکوهمند اسلامي از پيچکهاي مسمومي که
آن را به کام انحطاط و نابودي ميبرد و در راه مبارزه
با تناورتر شدن اليگارشي جديدي که نظام جمهوري اسلامي
را به تهي شدن از درون و فروپاشي تهديد ميکند، چند
صباح ديگر نيز زندان باشم.
7- در دارنگان، قريب به
پنج هکتار زمين زيبا، متعلق به شخص خود، به محل
استقرار عشيرهام، سُرخيان، اختصاص دادهام که در
محدوده روستاي دارنگان است. کسي نميتواند جلوي احداث
خانههاي آنان را بگيرد. سُرخيان در موطن خود اسکان
خواهند يافت همانگونه که «فلسطينيان» نيز روزي سرزمين
خود را خواهند گرفت. «اولاد يهودا» فکري به حال خود
کند.
8- مصرّانه از مقامات
عالي نظام خواستار اعزام هيئتي ذيصلاح و کاردان براي
رسيدگي به موارد زير هستم:
1/ 8- صحت و سقم کليه
موارد مندرج در اين کتاب مورد بررسي قرار گيرد.
2/ 8- علت سکوت اداره
منابع طبيعي فارس در قبال تخريب و تصرف و تفکيک و فروش
غيرقانوني حدود دو هزار هکتار مراتع مشجر کوهپايه دلو
توسط شرکت احرار فارس و موقوفه منسوب به نصيرالملک چه
بوده است؟
3/ 8- علت همدستي آشکار
اداره منابع طبيعي فارس با شرکت فارس مبين و عوامل
محلي آن در تفکيک و فروش سريع قريب به هفتصد هکتار
اراضي زراعي ديمکار دارنگان، بهرغم صدور سند آن
بهنام دولت و بهرغم مطرح بودن دعوي مالکين آن در
شعبه 23 حقوقي شيراز، در قالب «طرح آبخيزداري» در همين
زمستان 1386 چه بوده است؟
4/ 8- چرا شرکت فارس
مبين، وابسته به بنياد تعاون بسيج سپاه پاسداران
انقلاب اسلامي، بدون احراز مالکيت، با خانوادههاي
سلطانفر و اسفندياري قرارداد مشارکت منعقد نمود و چه
مسايلي در پسپرده اين کلاهبرداري بزرگ بود؟
5/ 8- آيا سرهنگ علي
يوسفي، مديرعامل پيشين شرکت فارس مبين، در بندر عسلويه
زمين خريده و سپس به مبالغ چند ميليارد توماني فروخته
است؟ اگر صحيح است، اين پول از کجا آمده؟ آيا در
ماجراي هتک حرمت و افترا عليه حجتالاسلام و المسلمين
مؤمن، مسئول دفتر نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت
بسيج سپاه فارس، مقصر بوده يا خير؟ اگر مقصر بوده، که
بوده و به يک سال و نيم زندان محکوم شده، به چه دليل و
با حمايت چه کساني پس از يک سال از زندان رهايي يافته
و در تهران به برج سازي مشغول شده؟
6/ 8- علت واگذاري 2656
هکتار اراضي منابع ملي به شرکت خصوصي بهنام «مؤسسه
فلاحت در فراغت» و شرکتهاي اقماري آن، مانند مؤسسه
خيريه رمضان و مؤسسه احسان و شرکت ارمغان و غيره، چه
بوده است؟ آيا اين واگذاريها قانوني بوده يا با
مقررات جاري کشور تعارض داشته؟ در صورت غيرقانوني بودن
نسبت به خلع يد و رفع تصرف و مجازات متخلفين و استرداد
اموال غارت شده به بيتالمال اقدام شود.
7/ 8- کليه اراضي واگذار
شده به مؤسسه فلاحت در فراغت توسط نقشهبرداران صالح
نقشهبرداري و مشخص شود آيا اين مؤسسه مازاد بر اراضي
فوق چه مقدار زمين در تصرف دارد؟ تحقيقات من نشان
ميدهد که مؤسسه فلاحت حداقل دو برابر ميزان فوق را
تصرف و تصاحب کرده است.
8/ 8- مؤسسه فلاحت در
فراغت، و مؤسسات اقماري آن از جمله مؤسسه احسان، از
ابتدا تاکنون چقدر درآمد داشته و اين پول به کجا رفته؟
9/ 8- شرکت بناسازان
رمضان (مؤسسه خيريه رمضان سابق)، که در ظاهر به عليرضا
مسعودي تعلق دارد، در واقع متعلق به چه کساني است و
علت گشادگي دست اين شرکت در اخذ پيمانهاي کلان از
استانداري و دستگاههاي دولتي در شيراز و شهر جديد
صدرا و دريافت واگذاريهاي فراوان از اداره منابع
طبيعي و امور اراضي چيست؟ نقش عليرضا مسعودي در
پسپرده تحولات بيست ساله اخير فارس چه بوده است؟
حاميان او چه کساني هستند؟
10/ 8- کليه اراضي غصب
شده از مالکين توسط مؤسسه فلاحت، بهويژه 16 هکتار
خانوادههاي شهداي ايوّر (حاج امان مرادي و حاج فلک
ناز برزگري و شرکا)، و مراتع و اراضي ديمکار و آبي
روستاهاي آلُ سعدي و قلعه چوبي و کدنج و ايوّر به
مالکان اصلي آن مسترد گردد.
11/ 8- توسط يک هيئت
کارشناسي علت خشکيدن چشمه بزرگ پيربنو، از آثار تاريخي
و گردشگري حومه شيراز، و خشک شدن چند چاه آهکي
تأمينکننده آب مشروب شهر شيراز در کوهپايه شمالي
سبزپوشان مورد بررسي قرار گيرد. آيا علت حفر چاههاي
آهکي غيرمجاز مؤسسه فلاحت در کوهپايه جنوبي سبزپوشان،
براي مشروب کردن باغات اين مؤسسه، نيست؟
12/ 8- نسبت به کليه
چاههاي آهکي و چاههاي غيرآهکي فاقد پروانه حفر شده
در پروژههاي مؤسسه فلاحت و شرکتهاي مشابه طبق قانون
عمل شود.
13/ 8- از هيئت اعزامي
مُصرّانه خواستارم که صورت تمامي دارايي و اموال من را
تهيه کند و با تهيه صورت تمامي اموال و داراييهاي
مقامات مسئول استان و منسوبين به دفتر امام جمعه و
ساير افرادي که اسامي آنها تقديم خواهد شد، مقايسه
انجام گيرد؛ منشاء اين اموال روشن شود و در صورت
نامشروع بودن به بيتالمال مسترد گردد.
14/ 8- پرونده شهر جديد
صدرا، روند غصب مراتع و اراضي مردم ذيحق و نحوه اين
غصب، آمران و عوامل اين فاجعه بزرگ ملّي در تهران و
شيراز، مقدار پولهاي عظيمي که از اين طريق به دست
آمده و نحوه توزيع آن و کساني که از اين طريق به
ثروتهاي افسانهاي رسيدهاند، شناسايي شوند. با
رسيدگي به اين پرونده بزرگ ملّي، شهرام جزايري را از
جايگاه رفيع «نماد فساد مالي دهه اخير» فرود آورده و
اين جايگاه را به صاحبان اصلي آن اختصاص دهند.
15/ 8- به عملکرد اداره
کل اوقاف فارس، بهعنوان اداره کننده دومين موقوفات
ثروتمند ايران، پس از آستان قدس رضوي، رسيدگي شود و از
تخريب باغات کهن و پهناور شهر شيراز و انبوهسازي، که
در پوششهاي عوامفريبانه چون «برجسازي براي محرومان»
و «شکستن قيمت زمين و مسکن» و غيره توجيه ميشود،
جلوگيري شود. پيمانهاي اداره کل اوقاف فارس با شرکت
بناسازان رمضان و ساير شرکتهاي عضو «مافياي زمين شهري
و مسکن» مورد بررسي دقيق قرار گيرد.
16/ 8- اسناد موقوفات
منسوب به نصيرالملک و صاحبديوان و «اهليت» و «صلاحيت»
سياسي و اخلاقي متوليان اين دو موقوفه مورد بررسي دقيق
قرار گيرد، متوليان واقعي اين موقوفات شناسايي و
موقوفات پهناور فوق به متوليان واقعي آن بازگردانيده
شود.
9- در اجراي دستور مورخ
14 آذر 1386 دادستان کل کشور، به فرايند کنوني تخريب
مراتع عشاير طايفه قرهغانلوي قشقايي در حاشيه جنوبي
سبزپوشان توسط مؤسسه فلاحت در فراغت و مراتع طوايف
سُرخي در حاشيه شمالي کوه دلويه توسط شرکت احرار فارس
و عوامل و کارگزاران محلي آن پايان داده شده و کليه
عمليات اجرايي شرکتهاي فوق و منسوبينشان توقيف شود.
10- در صورت تداوم وضع
فاجعهبار کنوني، ناگزير بهعنوان آخرين تلاش براي
دفاع از آرمانها و ارزشهاي انقلاب و اجراي
توصيههاي امام خميني (ره) در وصيتنامه تاريخي
معظمله، و به پيروي از پيام نوروزي مقام معظم رهبري،
مدظله، که سال 1387 را «سال نوآوري و شکوفايي»
ناميدهاند، به تکليف خود عمل نموده و به کمک جنبش
دانشجويي و عشاير غيور منطقه، در چارچوب قوانين جمهوري
اسلامي و با رعايت نظم و امنيت اجتماعي، «جنبش شکوفايي
محيط زيست و احياء مراتع» آغاز خواهد شد. در اين حرکت
فراگير با تشکيل زنجير انساني از عمليات تخريبي مراتع
و محيط زيست جلوگيري خواهد شد، و به کمک کارکنان شريف
اداره منابع طبيعي قريب به پنج هزار هکتار مراتع تخريب
شده کوهپايه شمالي دلويه و کوهپايه جنوبي سبزپوشان به
حالت اوليه بازخواهد گشت و بوتهکاري و علوفهکاري
خواهد شد. اين جنبش در مرحله بعد در ساير مناطق مشابه
به احياء محيط زيست و مراتع خواهد پرداخت.
عشاير ساکن کوهمره سُرخي
و سياخ اين افتخار را دارند که در تمامي قيامهاي
عشايري دوران پهلوي، از قيام بزرگ سالهاي 1307-
1310
عليه ديکتاتوري رضا شاه تا قيام سالهاي 1341- 1342
عليه ديکتاتوري محمدرضا شاه، پيشتاز بودند و در هيچ يک
از حرکتهاي عشايري منفي تاريخ معاصر ايران، مانند
«جنگ سميرم» (1322) و «نهضت جنوب» (1325)، شرکت
نداشتند. پس از انقلاب شکوهمند اسلامي نيز مفتخرند که
يک سوّم نيروي سپاه عشاير فارس را در دوران جنگ تحميلي
تأمين نمودند و دهها شهيد و جانباز و آزاده در راه
دفاع از ارزشهاي انقلاب و تماميت ارضي ايران اسلامي
تقديم کردند. اکنون نيز مفتخرند که در مبارزه براي
نوزايي ارزشهاي انقلاب اسلامي و مبارزه با «معماران
تباهي»، که آرمانهاي والاي «معماران انقلاب و
شکوفايي» را به نابودي ميکشند، پيشگام شوند.
الحمد لله الذي هدانا
لهذا و ما کنا لنهتدي لولا أن هدانا الله
عبدالله شهبازي
شيراز
15 دي- 20 اسفند 1386
ويرايش نهايي و اتمام
کار: ساعت 1:30 بعد از ظهر يکشنبه 4 فروردين 1387
انتشار در اينترنت به
صورت فايل PDF: پنجشنبه 8
فروردين 1387، ساعت سه صبح
پايان
انتشار در اينترنت به
صورت فايل htm: شنبه 17
فروردين 1387، ساعت چهار صبح