بازگشت به صفحه اصلي

 

زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز (29)

 

بازگشت به فهرست کتاب

 

بازگشت به صفحه قبل

سُرخيان و مراتع کوهپايه دلو

پس از انتشار دو نامه سرگشاده عشاير سُرخي و سخنراني من در دانشکده مهندسي دانشگاه شيراز و ديدار با نمايندگان دانشجويان در خانه‌ام، که موج سازمان‌يافته تهاجم به من شدتي بي‌سابقه يافت، اهانت‌نامه نويسان نه تنها من بلکه هوّيت فرهنگي کوهمره و سُرخيان را نيز مورد حمله قرار دادند.

در جوابيه موقوفه منسوب به نصيرالملک آمده: «امضائاتي نسبت داده شده به عده‌اي از اهالي ايل سُرخي!!؟؟» علائم !!؟؟ يعني چنين ايلي وجود خارجي ندارد. در اواخر جوابيه فوق چنين آمده است:

«13- هر چند هوّيت امضاکنندگان ذيل نامه چاپ شده، که روشن است بعضاً به‌طور تکراري وسيله اشخاص واحدي مي‌باشد، به‌طور کامل مشخص نيست ولي آن‌چه معلوم است امضاکنندگان تعداد بسيار بسيار معدودي (در حد هيچ) از اهالي منطقه و عشاير محترم کهمره سُرخي مي‌باشند که اغلب با تماس‌هاي خود ضمن تقبيح اقدام صورت گرفته، بر دور بودن آن نوشته از خود تأکيد نموده‌اند.»

پس، آن علائم تعجب و سئوال در سطور نخستين جوابيه در برابر نام «ايل سُرخي» بي‌جا بوده و «عشاير محترم کهمره سُرخي» وجود خارجي دارند.

در نامه منسوب به «شوراهاي اسلامي روستاهاي دهستان سياخ»، که غلامرضا غلامي، بخشدار مرکزي، به دستور سرهنگ عزيزي، فرماندار شيراز و از کارگزاران فعال «مافياي زمين‌خوار شيراز»، گرد آورده و فاقد امضاي اعضاي شوراها و فاقد امضاي حتي تعدادي انگشت ‎شمار از معتمدين و محترمين سياخ است، چنين مي‌خوانيم:

«تعداد خانوار طوايف مذکور که کوچ‌رو بوده‌اند در گذشته هيچگاه به دو هزار خانواده نرسيده و اکنون هم تعداد خانوارهاي عشاير کوچ‌نشين اين طوايف که در کوه دلو اقامت قشلاقي دارند به‌ندرت به تعداد انگشتان دست بالغ مي‌شود. بنابراين، قيد دو هزار خانوار دامدار در کوه دلو خلاف واقع است. حتي مجموع تعداد خانوارهاي دامدار در کل روستاهايي که اين طوايف زندگي مي‌کنند به سختي به هزار خانوار مي‌رسد.»

در «نامه سرگشاده اهالي منطقه سياخ دارنگون فارس»، که متأخر بر اهانت‌نامه‌هاي فوق است و، با راهنمايي محمد طاهر (شجاع‌الدين) حائري براي سايت‌ها و روزنامه‌هايي چون سياست روز و رجاء نيوز و جنبش عدالت‌خواهي ارسال شد، با برخوردي عقلايي‌تر مواجهيم:

«در نامه سرگشاده ذکر شده از سوي قاطبه ايل سُرخي يعني تمامي ايل، در حالي‌که به جز تعدادي افراد قانون‌شکن و سابقه‌دار کيفري، افراد فهيم و موجه سُرخي، که براي انقلاب و نظام جانفشاني‌ها کرده‌اند و شهدايي تقديم نموده‌اند و بزرگان ايل سُرخي آقاي عبدالله شهبازي را به خوبي مي‌شناسند، نه تنها با او همسو نيستند بلکه با اقدامات او مخالف هم هستند. نامبرده چون سال‌ها دور از جامعه عشايري و سُرخي بوده و به خصوص در دوران تفکرات توده‌اي خود اين نکته را فراموش نموده که مردم عشاير به خصوص عشاير سُرخي و سياخ دارنگون ارادتمند و عاشق اهل بيت و معصومين (ع) به خصوص حضرت سيدالشهدا (ع) مي‌باشند و هيچگاه به خاطر مقاصد شخصي يک نفر حاضر نيستند به موقوفه امام حسين (ع) اهانت و تعرض نمايند و امضاکنندگان متن نامه نسبت داده شده به عشاير سُرخي فارس قطعاً متوجه اين مطلب نگرديده‌اند که نگارنده متن نامه چگونه برخلاف واقعيت عليه موقوفه امام حسين (ع) اکاذيب نوشته است وگرنه آن را امضا نمي‌نمودند.»

مضحک است. نه؟ من که «سال‌ها دور از جامعه عشايري و سُرخي» نبوده‌ام. در صفحات قبل ديديد که در تمامي تحولات منطقه نه فقط حضور مؤثر داشتم بلکه پيشتاز و هادي بودم. در زمان انقلاب نيز از 14 بهمن 1357 در کوهمره مستقر شدم و حدود 300 نيروي مسلح از عشاير کوهمره سُرخي به گردم جمع شدند. دعوت نکردم. خودشان آمدند. هنوز بيش‌تر آن‌ها زنده‌اند. تصوّر مي‌کردم انقلاب به درازا مي‌کشد و به سُرخيان نياز است. انقلاب دو روزه به پيروزي رسيد و من ضرورتي براي حضور خود در کوهمره و شيراز نديدم. پس از تلفن به مرحوم آيت‌الله حاج شيخ مجدالدين محلاتي به تهران رفتم. 24 يا 25 بهمن بود. پس از آن هم بودم. در صفحات قبل توضيح دادم. نويسندگان نامه در آن زمان کودک بودند و سرگرم بازي. حضور مرا نديدند.

پس، عشاير سُرخي وجود دارند، در راه انقلاب شهيد داده و جانفشاني کرده‌اند، بزرگاني دارند که از عبدالله شهبازي تبري مي‌جويند، عشاير سياخ دارنگون هم وجود دارند که همان سُرخيان کوچ نشين در کوهپايه دلو و عشاير طوايف علي‌کردلو و قره‌غانلوي قشقايي منطقه کوهمره‌اند. به امام حسين (ع) نيز ارادت فراوان دارند، و برخلاف متوليان و غارتگران موقوفات منسوب به نصيرالملک و دلالان آن‌ها، چشم طمع به اراضي موقوفه و تبديل آن به پول ندارند. بنابراين تنها اين مسائل مي‌ماند:

1- عشاير سُرخي چند خانوارند؟

2- حدود دو هزار هکتار مراتع کوهپايه دلو، در جنوب اراضي زراعي دارنگان و موقوفه بديجان، مراتع آباء و اجدادي ايشان بوده و هست يا خير؟

3- از نظر شرعي و قانوني اين مراتع جزو موقوفه بديجان محسوب مي‌شود يا خير؟

4- اگر مراتع فوق موقوفه است آيا توليت آن با خاندان قوام‌الملک است يا خير؟

5- اگر مراتع مشجر فوق جزو موقوفه بديجان محسوب شود و توليت آن با خاندان قوام‌الملک باشد، آيا حق تخريب و تفکيک و فروش آن به‌عنوان «باغ‌شهر» را، به‌رغم داشتن دامداران بهره‌بردار عرفي و صاحب نسق، دارند يا خير؟

پرسش من از کساني که عشاير سُرخي را تعدادي قليل مي‌دانند اين است که چگونه اين عشاير کوهمره سُرخي تعدادي قليل‌اند ولي در زمان جنگ تحميلي يک سوّم نيروهاي سپاه عشاير فارس را، در قالب گردان قدس، تشکيل مي‌دادند؟ مي‌توانيد از فرماندهان کنوني سپاه عشاير بپرسيد. چگونه عشاير کوهمره سُرخي در زمان جنگ تحميلي «عشاير» بودند ولي زماني که براي جلوگيري از تجاوز به حقوق‌شان به‌پا خاستند به «چند خانوار انگشت‌شمار در حد هيچ» بدل شدند؟

در صفحات بعد تصاويري درج مي‌کنم که پاسخ اين پرسش‌ها را مي‌دهد. به زيرنويس عکس‌ها حتماً توجه کنيد.

طوايف وتيره‌هاي ايل سُرخي

 

 

 

اظهارات متناقض درباره هوّيت و شمار عشاير سُرخي
در نامه‌هاي منسوب به شوراهاي اسلامي سياخ، موقوفه نصيرالملک و نامه کارگزاران و دلالان دارنگاني

 

 

انعکاس نامه سرگشاده عشاير سُرخي در اعتراض به تخريب مراتع کوهپايه دلو در مطبوعات

 

 

 

دستور دادستان کل کشور براي رسيدگي به تخريب مراتع سُرخي در کوهپايه دلو

 

حمايت دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف از من که همچنان به قوت خود باقي است

 

 

 

يکي از پوسترهاي شهداي کوهمره سُرخي در جنگ تحميلي

 

دو سردار شهيد، محمدحسين جانبازي و ايرج لطفي، عموزادگان من‌اند و برخي ديگر، مانند شهيد جهانگير رحماني و شهيد فرج‌الله بختياري، خويشان نزديک من. سردار شهيد ايرج لطفي نوه ملا لطفعلي سُرخي است که در 1311 به دست حکومت رضا شاه شهيد شد به همراه سرمست خان کلانتر و عبدالله خان شهبازي. برادرش، کنعان لطفي، در تمامي دوران جنگ تحميلي از کوشندگان انقلاب بود. هنوز هم هست. به دنبال پول و زمين‌خواري نرفت. ثروتي نيندوخت. احساس غبن نمی‌کند. وظيفه‌اش بود. با مؤسسه فلاحت و شرکت‌هاي اقماري آن رابطه‌اي ندارد. با شرکت‌هاي بنياد تعاون بسيج نيز رابطه‌ي ندارد. از امثال مسعودي و نبی‌زاده و نجفي و عزيزي خوشش نمی‌آيد. می‌توانيد از خودش بپرسيد.

 

 

رژه عشاير کوهمره سُرخي در زمان جنگ
اين دو تن که پرچم را به دست دارند عموزادگان من‌اند.

 

 

همايش عشاير کوهمره سُرخي در زمان جنگ تحميلي در مدخل تنگ شهري
مکاني که اکنون فاز يک فلاحت در آن ايجاد شده
اين عکس و عکس‌هاي بعدي همه از عبدالله شهبازي است.

 

 

سهراب جانبازي، برادر سردار شهيد محمدحسين جانبازي، در حال سخنراني
در همان همايش عشاير کوهمره سُرخي


سهراب جانبازي اکنون سرهنگ پاسدار است و در فعاليت‌هاي عقيدتي- سياسي است.
به زمين و زمين‌خواري بي‌علاقه است. به سردار نجفي و سرهنگ عزيزي و مانند اين‌ها نيز علاقه ندارد.

 

 

همايش عشاير کوهمره سُرخي در زمان جنگ تحميلي در مدخل تنگ شهري
اراضي که در عکس ديده مي‌شود همه را مؤسسه فلاحت تفکيک کرده و فروخته (فاز يک فلاحت سياخ)
پاسداري که مي‌بينيد، سرهنگ قدرت‌الله اکابري از فرماندهان سپاه عشاير است.
سُرخي است. از طايفه جيحون. اراضي خاندانش را فلاحت سياخ به تاراج برد.

 

 

همان همايش

                                                         عکس از عبدالله شهبازي                                                        

 

 

 

همان همايش، عکس از عبدالله شهبازي
اراضي که در عکس ديده مي‌شود همه را مؤسسه فلاحت تفکيک کرده و فروخته (فاز يک فلاحت سياخ)

 

 

مراتع سُرخي در کوهپايه دلو، مجاور موقوفه بديجان (حسين‌آباد)


اين چادر و احشام ملا شکرالله ناصرو (شکراللهي) است. او و برادرش، حاج شلال، را شعبه 5 آگاهي احضار کرد. مراتعي که در عکس ديده مي‌شود شرکت احرار فارس تفکيک کرده و فروخته يا در حال تخريب و تفکيک و فروش آن است.

عکس از عبدالله شهبازي، 1366

 

 

مرحوم شکرالله شکراللهي در يردش، 1366

 

يُرد او را همت اسفندياري، از کارگزاران شرکت‌هاي احرار و فارس مبين، به باغ‌شهر تبديل مي‌کند و مي‌فروشد.
مهرزاد خرد، مديرکل منابع طبيعي فارس، و سيد محمود حسيني، رئيس منابع طبيعي شيراز، ديدند و توجيه کردند.
مانعش نشدند. يعني همدست اند.

 

 

چادر يک خانوار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364
اين مراتع هم‌اکنون توسط شرکت احرار فارس تخريب و تفکيک شده است

عکس‌ها از عبداللله شهبازي است.

 

 

دو زن سُرخي در حال حمل آب از ساختمان موقوفه بديجان (حسين اباد) به چادرشان، 1364


در اين عکس محل استقرار چادر سُرخي‌ها و مراتع پشت ساختمان تا کوه دلو به وضوح نمايان است.
اين مراتع تخريب و به باغ‌شهر تبديل شده

 

 

چادر يک خانوار دهدار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364

در اين عکس مراتعي که اکنون تخريب شده کاملاً مشخص است.

 

 

 

چادر يک خانوار دهدار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364

در اين عکس مراتعي که اکنون تخريب شده کاملاً مشخص است.

 

 

 

چادر يک خانوار دهدار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364

در اين عکس مراتعي که اکنون تخريب شده کاملاً مشخص است.

 

 

درون چادر يک خانوار دهدار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364

 

 

 

چادر يک خانوار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364
مراتعي که اکنون تخريب شده کاملاً مشخص است.

 

 

يک خانوار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364

 

چادر يک خانوار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364
مراتعي که اکنون تخريب شده کاملاً مشخص است.

 

 

چادر يک خانوار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364
مراتعي که اکنون تخريب شده کاملاً مشخص است.

 

 

 چادر يک خانوار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364
مراتعي که اکنون تخريب شده کاملاً مشخص است.

 

 

 چادر يک خانوار سُرخي در مراتع کوهپايه دلو، 1364
در اين عکس مرقد حاج بهاءالدين نمايان است. فاصله چادر تا حاج بهاءالدين کاملاً مرتع است.
اين مراتع اکنون تخريب شده.

 

 

 

چادر مشهدي باباجان دهدار سُرخي در کوهپايه دلو، سال 1364
 


 

چادر مشهدي باباجان دهدار سُرخي در کوهپايه دلو،
22 سال بعد (آذر 1386)

دو عکس ديگر از يرد او در صفحات 55-56 همين کتاب است. [1، 2]

 

 

فشار سرهنگ عزيزي (فرماندار) به سُرخيان پس از نامه‌هاي سرگشاده اعتراضي

 

 

فشار سرهنگ عزيزي (فرماندار) به سُرخيان پس از نامه‌هاي سرگشاده اعتراضي

 

 

 

 پس از انتشار نامه‌هاي سرگشاده ريش‌سفيدان سُرخي به شعبه 5 آگاهي احضار مي‌شوند

برگ احضاريه مشهدي اميرقلي دهداري

 

 

پس از انتشار نامه‌هاي سرگشاده ريش‌سفيدان سُرخي به شعبه 5 آگاهي احضار مي‌شوند

برگ احضاريه حاج شلال رحماني (تدريس نيک)
براي ملا شکرالله شکراللهي و حاج قلي سهيلي نيز احضاريه‌هاي مشابه ارسال شد.

 

 

 پس از انتشار نامه‌هاي سرگشاده ريش‌سفيدان سُرخي به شعبه 5 آگاهي (ويژه قتل) احضار مي‌شوند

برگ احضاريه عبدالله شهبازي، 6 آذر 1386

 

 

 

پس از انتشار نامه‌هاي سرگشاده ريش‌سفيدان سُرخي به شعبه 5 آگاهي (ويژه قتل) احضار مي‌شوند

برگ احضاريه عبدالله شهبازي، 11 آذر 1386

 

 

 

پس از انتشار نامه‌هاي سرگشاده ريش‌سفيدان سُرخي به شعبه 5 آگاهي (ويژه قتل) احضار مي‌شوند

برگ احضاريه عبدالله شهبازي، اوّل دي 1386

 

 

 

آخرين احضاريه‌اي که برايم ارسال شد (9 دي 1386)


ديدند شعبه 5 آگاهي (ويژه پرونده‌هاي قتل) را هو کرده‌ام، از طريق ديگر وارد شدند: پاسگاه انتظامي ويژه منابع طبيعي. نرفتم. نخواهم رفت. آيت‌الله شاهرودي اخيراً دستور داده حق نداريد هر آدم محترم و سرشناسي را بيخودي احضار کنيد و از اين طريق به او اهانت کنيد. بخشنامه کرد و روزنامه‌ها نوشتند. ماجراي دعواي من و اداره منابع طبيعي شيراز در صفحات بعد با سند و مدرک توضيح داده خواهد شد. من شاکي و مدعي‌ام که مالم را خورده‌اند. سبق دعوي دارم. بيست سال است عليه منابع طبيعي شاکي‌ام و پرونده دارم. آقايان دست پيش گرفته‌اند. بعد از اين که ديدند سروصدا بلند شده، شروع کردند عليه زمين‌خواري داد سخن دادن. مهرزاد خرد شد قهرمان مبارزه با زمين‌خواري! شيرمردي هم شد قهرمان مبارزه با موقوفه‌‌خواري!
منتظرند دانشجويان را «خام» و «موج» را رد کنند بعد خدمت سُرخيان و مراتع‌شان برسند.

 

 

 

 

مي‌گويند سُرخيان دامدار ذينفع در مراتع کوهپايه دلو (مجاور موقوفه بديجان و اراضي زراعي دارنگان، از تنگ خاني تا ميشوان) چند خانوار بيش نيستند. از اين صفحه به بعد امضاي 906 نفر نمايندگان عشاير دامدار سُرخي درج مي‌گردد. اسامي خوانا است و قابل شناسايي و بررسي. همه رئيس خانوارند. مثل امضاي عوامل محلي مافياي زمين‌خوار شيراز نيست که از يک خانوار چند نفر امضا کرده باشند. اين اوراق شامل امضاي همه دامداران سُرخي ذينفع در مراتع کوهپايه دلو نيست. به علت بعد مسافت محل استقرار زمستاني طوايف بُگي امضاي آن‌ها اخذ نشد. در نامه‌هاي بعد، اگر ضرور بود، اخذ خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرنوشت همان مراتع سُرخي در سال 1386
شرکت احرار فارس، کوهپايه دلو، مراتع طوايف سُرخي در جنوب موقوفه بديجان

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

عشاير سُرخي بدون مرتع در کنار چاده سرگردانند

1386

 

 

 

روستاي آبسرد جديد (حسين‌آباد)، در کوهپايه دلو، مجاور موقوفه بديجان
محل اسکان طايفه کوه‌نشين آبسرد به همت دفتر مناطق محروم رياست‌جمهوري در سال 1374

در محاصره سيم‌هاي خاردار شرکت احرار فارس در سال 1386

 

 

 

 

 

 

قسمت سي ام


Friday, February 20, 2009 : تاريخ آخرين ويرايش

 کليه حقوق مندرجات اين صفحه براي عبدالله شهبازي محفوظ است.

آدرس ايميل: abdollah.shahbazi@gmail.com

ااستفاده از مقالات با ذکر ماخذ مجاز است. چاپ مقالات به صورت کتاب ممنوع است.